تحلیل کمپین تبلیغاتی چیست

یک کمپین تبلیغاتی را اجرا کرده‌اید، بودجه خرج شده و حالا چند عدد در پنل تبلیغات می‌بینید؛ تعداد نمایش، کلیک، هزینه، فروش و چند شاخص دیگر. در ادامه، قدم‌به‌قدم بررسی می‌کنیم چگونه عملکرد یک کمپین تبلیغاتی را ارزیابی کنیم و از روی داده‌ها بفهمیم کدام بخش خوب کار کرده و کدام بخش نیاز به اصلاح دارد.

تحلیل کمپین تبلیغاتی یعنی بررسی داده‌ها و شاخص‌های عملکرد یک کمپین برای اینکه بفهمیم تبلیغات تا چه اندازه به هدف تعیین‌شده رسیده است.

برای مثال، اگر هدف شما فروش باشد، صرفاً اینکه تبلیغ ۵۰ هزار بار نمایش داده شده، خبر چندان مهمی نیست. سؤال اصلی این است که:

  • چند نفر روی تبلیغ کلیک کرده‌اند؟
  • چند نفر بعد از ورود به سایت خرید کرده‌اند؟
  • درآمد حاصل از کمپین چقدر بوده است؟

گزارش تبلیغاتی به شما می‌گوید چه اتفاقی افتاده است؛ تحلیل کمپین تلاش می‌کند بفهمد چرا این اتفاق افتاده و حالا چه کاری باید انجام دهیم.

مثلاً:

گزارش:
تبلیغ شما ۱۰۰ هزار نمایش و ۲ هزار کلیک داشته است.

تحلیل:
نرخ کلیک مناسب بوده، اما فقط تعداد کمی از کاربران بعد از ورود به سایت خرید کرده‌اند. بنابراین احتمالاً مشکل در هدف‌گیری مخاطب، پیشنهاد تبلیغاتی یا صفحه فرود است.

این تفاوت بسیار مهم است. اگر فقط گزارش‌ها را بخوانید، مجموعه‌ای از عددها خواهید داشت؛ اما اگر آن‌ها را تحلیل کنید، برای تصمیم‌گیری اطلاعات قابل استفاده به دست می‌آورید.

هدف از تحلیل کمپین این نیست که صرفاً یک گزارش زیبا از عملکرد تبلیغات داشته باشیم. هدف اصلی، تصمیم‌گیری بهتر برای خرج کردن بودجه تبلیغاتی است.

با تحلیل داده‌ها می‌توانیم متوجه شویم:

  • کدام تبلیغ کلیک بیشتری می‌گیرد؟
  • کدام مخاطبان احتمال خرید بیشتری دارند؟
  • کدام کانال تبلیغاتی هزینه کمتری برای جذب مشتری دارد؟
  • کدام تبلیغ هزینه ایجاد می‌کند اما نتیجه‌ای ندارد؟

در نتیجه، به جای اینکه بودجه را به‌صورت یکسان بین همه تبلیغات تقسیم کنیم، می‌توانیم منابع را به بخش‌هایی اختصاص دهیم که بازدهی بیشتری دارند.

هدف کمپین باید قبل از شروع تبلیغات مشخص شده باشد. برای مثال:

  • افزایش فروش
  • جذب مشتری جدید
  • دریافت لید و شماره تماس
  • افزایش ثبت‌نام
  • افزایش نصب اپلیکیشن
  • افزایش ترافیک سایت
  • افزایش آگاهی از برند

شاخص موفقیت هرکدام از این اهداف متفاوت است. مثلاً در یک کمپین آگاهی از برند، تعداد نمایش و میزان دیده‌شدن اهمیت زیادی دارد؛ اما در کمپین فروش، تعداد خرید، نرخ تبدیل و هزینه جذب مشتری اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

تحلیل کمپین بدون شناخت مخاطب ناقص است.باید بدانید تبلیغ شما دقیقاً برای چه کسی نمایش داده شده و آیا این افراد واقعاً مشتری بالقوه شما بوده‌اند یا نه.

برای مثال، ممکن است یک تبلیغ هزاران کلیک دریافت کند، اما بیشتر این کلیک‌ها از کاربرانی باشند که هیچ علاقه‌ای به محصول شما ندارند.

در این حالت، مشکل لزوماً پایین بودن کیفیت تبلیغ نیست؛ ممکن است مخاطب اشتباهی را هدف گرفته باشید.

در پنل تبلیغات با عددهای مختلفی روبه‌رو می‌شوید، اما همه آن‌ها به یک اندازه مهم نیستند. مهم این است که بدانید هر شاخص چه چیزی درباره عملکرد کمپین به شما می‌گوید.

تعداد نمایش نشان می‌دهد تبلیغ چند بار به کاربران نمایش داده شده است.این شاخص بیشتر به شما می‌گوید که آیا تبلیغ فرصت کافی برای دیده‌شدن داشته است یا نه. نمایش بالا به‌تنهایی نشانه موفقیت نیست؛ چون ممکن است تبلیغ زیاد دیده شود اما کلیک یا تبدیلی ایجاد نکند.اگر نمایش تبلیغ پایین باشد، عواملی مانند بودجه، اندازه مخاطب، پیشنهاد قیمت و تنظیمات هدف‌گیری را بررسی کنید.

نرخ کلیک (CTR) نشان می‌دهد چه درصدی از نمایش‌های تبلیغ به کلیک منجر شده است.

نرخ کلیک = تعداد کلیک ÷ تعداد نمایش × ۱۰۰

این شاخص نشان می‌دهد تبلیغ تا چه اندازه توانسته توجه مخاطب مناسب را جلب کند. نرخ کلیک پایین می‌تواند به تبلیغ، پیشنهاد یا هدف‌گیری نامناسب مربوط باشد.

هزینه هر کلیک (CPC) میانگین مبلغی است که برای دریافت هر کلیک پرداخت کرده‌اید.

هزینه هر کلیک = هزینه کل تبلیغات ÷ تعداد کلیک‌ها

این شاخص برای مقایسه هزینه جذب بازدیدکننده در تبلیغات مختلف مفید است؛ اما کلیک ارزان‌تر لزوماً به معنی کمپین بهتر نیست. کیفیت کاربر و نتیجه نهایی نیز باید بررسی شود.

نرخ تبدیل نشان می‌دهد چه درصدی از کاربران، اقدام هدف کمپین را انجام داده‌اند. این اقدام می‌تواند خرید، ثبت‌نام، تکمیل فرم یا دریافت مشاوره باشد.

نرخ تبدیل = تعداد تبدیل ÷ تعداد کاربران × ۱۰۰

این شاخص یکی از مهم‌ترین معیارهای تحلیل کمپین است، چون مشخص می‌کند ترافیکی که برای آن هزینه کرده‌اید، تا چه اندازه به نتیجه موردنظر رسیده است.

این شاخص نشان می‌دهد برای به‌دست‌آوردن هر سرنخ یا مشتری چه مقدار هزینه کرده‌اید.

هزینه جذب = هزینه کمپین ÷ تعداد سرنخ یا مشتری

با این معیار می‌توانید کمپین‌ها و کانال‌های مختلف را از نظر هزینه واقعی جذب مشتری با هم مقایسه کنید.

بازگشت سرمایه نشان می‌دهد هزینه‌ای که برای تبلیغات کرده‌اید، در مقایسه با درآمد یا سود حاصل از آن چه نتیجه‌ای داشته است.این شاخص کمک می‌کند به‌جای تمرکز صرف بر نمایش و کلیک، ببینید کمپین در نهایت چه ارزشی برای کسب‌وکار ایجاد کرده است.

مهم‌ترین شاخص‌های تحلیل کمپین تبلیغاتی کدام‌اند؟

موفقیت کمپین یک عدد ثابت ندارد. معیار موفقیت باید بر اساس هدف کمپین تعیین شود.ممکن است یک کمپین کلیک زیادی بگیرد اما فروش کمی داشته باشد، در حالی که کمپینی با کلیک کمتر، مشتریان ارزشمندتری جذب کند.بنابراین به‌جای تمرکز روی یک شاخص، باید نتیجه نهایی کمپین را با هدفی که برای آن تعیین کرده‌اید مقایسه کنید.

اگر هدف کمپین دریافت شماره تماس، فرم مشاوره یا ثبت‌نام است، این موارد مهم‌تر هستند:

  • تعداد لید
  • نرخ تبدیل
  • هزینه جذب لید
  • کیفیت لید

تعداد بیشتر لید همیشه به معنی عملکرد بهتر نیست. اگر لیدها کیفیت پایینی داشته باشند و به مشتری تبدیل نشوند، کمپین ارزش زیادی ایجاد نکرده است.

در کمپین‌های فروش، باید بیشتر روی نتیجه مالی تمرکز کنید:

  • تعداد خرید
  • نرخ تبدیل به خرید
  • هزینه جذب مشتری
  • درآمد حاصل از کمپین
  • بازگشت هزینه تبلیغات
  • سودآوری کمپین

در اینجا فروش بیشتر لزوماً به معنی کمپین بهتر نیست؛ هزینه تبلیغات و سود حاصل از فروش نیز باید در نظر گرفته شود.

خیر. نرخ کلیک بالا فقط نشان می‌دهد تبلیغ توانسته کاربران را به کلیک ترغیب کند.برای قضاوت درست، باید ببینید این کلیک‌ها در نهایت به لید، مشتری و درآمد منجر شده‌اند یا نه.

بنابراین نرخ کلیک را در کنار نرخ تبدیل، هزینه جذب مشتری و نتیجه مالی کمپین بررسی کنید.معیار اصلی موفقیت، نتیجه‌ای است که کمپین برای کسب‌وکار ایجاد کرده، نه فقط عددهای جذاب در پنل تبلیغات.

وقتی یک کمپین نتیجه مطلوبی ندارد، لازم نیست همه بخش‌ها را هم‌زمان تغییر دهید.

اگر کمپین نتیجه نگرفت، از روی داده‌ها مشکل را پیدا کنید

اگر کلیک زیاد است اما فروش ندارید، تبلیغ توانسته توجه مخاطب را جلب کند؛ بنابراین باید مرحله بعد از کلیک را بررسی کنید.

مهم‌ترین دلایل احتمالی:

  • مخاطب هدف مناسبی انتخاب نشده است.
  • وعده تبلیغ با محتوای صفحه فرود هماهنگ نیست.
  • صفحه فرود یا فرایند خرید مشکل دارد.
  • پیشنهاد فروش برای کاربر جذاب نیست.

پس در این شرایط، قبل از افزایش بودجه بررسی کنید کاربر بعد از کلیک چه مسیری را طی می‌کند.

نرخ کلیک پایین می‌تواند هم از خود تبلیغ و هم از هدف‌گیری اشتباه ناشی شود.اگر چند نسخه تبلیغ در یک گروه مخاطب، عملکرد ضعیفی دارند، احتمالاً باید مخاطب یا پیشنهاد کمپین را بررسی کنید.اما اگر فقط یک نسخه عملکرد ضعیفی دارد و نسخه‌های دیگر بهتر عمل می‌کنند، مشکل احتمالاً از عنوان، تصویر، متن یا دعوت به اقدام است.

در این حالت، باید عملکرد صفحه فرود و کیفیت مخاطبان را بررسی کنید.

چند سؤال مهم:

  • آیا صفحه فرود با تبلیغ هماهنگ است؟
  • پیشنهاد و دعوت به اقدام واضح است؟
  • فرایند ثبت سفارش یا تکمیل فرم ساده است؟
  • مخاطبان واردشده واقعاً مشتری بالقوه هستند؟
  • سرعت و تجربه کاربری صفحه مناسب است؟

گاهی تبلیغ هیچ مشکلی ندارد و نقطه ضعف اصلی بعد از کلیک قرار دارد.

بالا بودن هزینه جذب مشتری همیشه به معنی گران بودن کلیک نیست.اگر هزینه هر کلیک بالا باشد، باید هزینه جذب ترافیک و شرایط رقابت را بررسی کنید.اگر هزینه کلیک مناسب است اما نرخ تبدیل پایین است، مشکل می‌تواند از مخاطب، تبلیغ یا صفحه فرود باشد.

اگر نرخ تبدیل خوب است اما هزینه جذب همچنان بالاست، باید هزینه کلی کمپین و ارزش اقتصادی هر مشتری را بررسی کنید.

اگر تبلیغ نمایش کمی دارد، قبل از تغییر محتوای تبلیغ باید علت کم بودن نمایش را پیدا کنید.

موارد اصلی برای بررسی:

  • بودجه کافی است؟
  • جامعه هدف بیش از حد محدود نشده است؟
  • رقابت در این حوزه زیاد است؟
  • پیشنهاد قیمت مناسب است؟
  • زمان یا جایگاه نمایش بیش از حد محدود نشده است؟

کم بودن نمایش الزاماً به معنی ضعیف بودن تبلیغ نیست. گاهی مشکل از محدود بودن مخاطب، بودجه یا شرایط رقابت است.

اگر مخاطب درست انتخاب شده، بودجه مناسب است و صفحه فرود هم عملکرد قابل قبولی دارد، نوبت بررسی خود تبلیغ است.

گاهی مشکل فقط در یک عنوان، تصویر یا دعوت به اقدام است و با یک تغییر کوچک می‌توان عملکرد تبلیغ را بهتر کرد.

عنوان و متن باید خیلی سریع به این سؤال پاسخ دهند:

«چرا باید روی این تبلیغ کلیک کنم؟»

برای ارزیابی متن تبلیغ، بررسی کنید:

  • پیشنهاد اصلی واضح است؟
  • با نیاز مخاطب ارتباط دارد؟
  • وعده تبلیغ واقعی و قابل‌اعتماد است؟
  • دعوت به اقدام مشخص است؟

هدف این نیست که متن را با کلمات جذاب پر کنیم؛ باید دلیل مشخصی برای کلیک به مخاطب بدهیم.

در تبلیغات تصویری، تصویر یا ویدئو اولین چیزی است که توجه کاربر را جلب می‌کند.

برای ارزیابی آن بررسی کنید:

  • موضوع تبلیغ در نگاه اول مشخص است؟
  • تصویر با محصول یا پیشنهاد ارتباط دارد؟
  • شلوغ و گیج‌کننده نیست؟
  • در مقایسه با نسخه‌های دیگر، کلیک و تبدیل بهتری ایجاد می‌کند؟

در نهایت، داده باید جای سلیقه شخصی را بگیرد. اگر یک نسخه ساده‌تر نتیجه بهتری ایجاد می‌کند، همان نسخه ارزش بیشتری دارد.

دعوت به اقدام باید به کاربر بگوید بعد از دیدن تبلیغ چه کاری انجام دهد.

برای مثال:

  • دریافت مشاوره
  • مشاهده محصولات
  • ثبت‌نام
  • دریافت اطلاعات بیشتر
  • خرید محصول
  • درخواست قیمت

این دعوت باید با هدف کمپین و محتوای صفحه فرود هماهنگ باشد.

یکی از روش‌های کاربردی برای پیدا کردن تبلیغ بهتر، آزمون A/B است.در این روش دو نسخه از تبلیغ را اجرا می‌کنید و یک بخش مشخص، مثلاً عنوان یا تصویر، در آن‌ها متفاوت است.سپس عملکرد دو نسخه را با شاخص‌هایی مانند نرخ کلیک، نرخ تبدیل و هزینه جذب مشتری مقایسه می‌کنید.

نکته مهم این است که در هر آزمون، تا حد امکان فقط یک بخش اصلی را تغییر دهید. اگر عنوان، تصویر، مخاطب و صفحه فرود را هم‌زمان تغییر دهید، مشخص نمی‌شود کدام تغییر باعث بهتر شدن نتیجه شده است.در نهایت، تبلیغ بهتر لزوماً تبلیغی نیست که بیشترین کلیک را گرفته باشد؛ تبلیغی بهتر است که با توجه به هدف کمپین، نتیجه ارزشمندتری ایجاد کند.

تحلیل عملکرد تبلیغ؛

حتی یک تبلیغ خوب هم اگر به مخاطب نامناسب نمایش داده شود، می‌تواند بودجه زیادی مصرف کند و نتیجه کمی داشته باشد.به همین دلیل در تحلیل کمپین باید بررسی کنید چه گروهی از مخاطبان بیشترین ارزش را ایجاد کرده‌اند.

مخاطبان را می‌توان بر اساس ویژگی‌هایی مانند موقعیت مکانی، نوع مخاطب، منبع ورود و سایر ویژگی‌های مرتبط با کمپین دسته‌بندی و مقایسه کرد.

اما فقط به دنبال گروهی نباشید که بیشترین کلیک را داشته است.گروه ارزشمندتر، گروهی است که نرخ تبدیل بالاتر و هزینه جذب مناسب‌تری ایجاد می‌کند.

برای مثال ممکن است گروهی ۲۰۰۰ کلیک داشته باشد اما فقط ۲۰ خرید ایجاد کند، در حالی که گروهی دیگر با ۸۰۰ کلیک، ۵۰ خرید ایجاد کند.

رفتار کاربران در موبایل، رایانه و تبلت می‌تواند متفاوت باشد. بنابراین بهتر است عملکرد هر دستگاه را جداگانه بررسی کنید.

برای مثال:

موبایل: کلیک زیاد، نرخ تبدیل پایین
دسکتاپ: کلیک کمتر، نرخ تبدیل بالا

در چنین شرایطی باید بررسی کنید آیا مشکل از تجربه کاربری، سرعت صفحه یا فرایند خرید در یک دستگاه خاص است یا خیر.

اگر کمپین در شهرها یا مناطق مختلف اجرا می‌شود، عملکرد آن‌ها را جداگانه مقایسه کنید.

همین کار را می‌توان برای زمان نمایش نیز انجام داد:

  • کدام روزها تبدیل بیشتری داشته‌اند؟
  • چه ساعاتی هزینه جذب پایین‌تری داشته‌اند؟
  • آیا افزایش نمایش در یک زمان خاص واقعاً به فروش بیشتر منجر شده است؟

کلیک بیشتر لزوماً به معنی ارزشمندتر بودن یک زمان یا منطقه نیست. معیار نهایی باید تبدیل و نتیجه اقتصادی باشد.

همه افرادی که روی تبلیغ کلیک می‌کنند، مشتری بالقوه نیستند.مخاطبانی که کلیک زیاد اما تبدیل کم، هزینه جذب بالا یا کیفیت پایین لید دارند، می‌توانند گزینه‌هایی برای بازبینی هدف‌گیری باشند.

این تحلیل کمک می‌کند بودجه بیشتر به سمت مخاطبان باارزش‌تر هدایت شود.در اینجا کیفیت داده اهمیت زیادی دارد؛ هرچه شناخت دقیق‌تری از مشتریان واقعی داشته باشید، هدف‌گیری کمپین نیز می‌تواند دقیق‌تر شود.

اگر تبلیغ کلیک خوبی می‌گیرد اما کاربر در سایت تبدیل نمی‌شود، ممکن است مشکل از صفحه فرود باشد، نه خود تبلیغ.

تحلیل صفحه فرود؛ چرا کاربر کلیک می‌کند اما خرید نمی‌کند؟

وعده‌ای که در تبلیغ داده می‌شود باید در صفحه فرود هم به‌وضوح دیده شود. برای مثال، اگر تبلیغ درباره «مشاوره رایگان» است، کاربر باید بعد از ورود همان پیشنهاد را پیدا کند.

سؤال ساده برای بررسی صفحه:

آیا کاربر در چند ثانیه اول متوجه می‌شود این صفحه چه چیزی به او ارائه می‌دهد و باید چه کاری انجام دهد؟

نرخ تبدیل نشان می‌دهد چه درصدی از بازدیدکنندگان، اقدام موردنظر را انجام داده‌اند.

نرخ تبدیل = تعداد تبدیل ÷ تعداد بازدیدکنندگان × ۱۰۰

مثلاً اگر ۲۰۰۰ نفر وارد صفحه شوند و ۱۰۰ نفر فرم را تکمیل کنند، نرخ تبدیل ۵٪ است.

اما این عدد را نباید به‌تنهایی بررسی کرد. نرخ تبدیل را بین منابع تبلیغاتی، صفحات مختلف و گروه‌های مخاطب مقایسه کنید تا مشخص شود مشکل از صفحه است یا کیفیت ترافیک.

اگر کاربر وارد صفحه می‌شود اما اقدامی انجام نمی‌دهد، رفتار او می‌تواند سرنخ خوبی برای پیدا کردن مشکل باشد.

برای مثال:

  • خروج سریع کاربران می‌تواند نشانه ضعف پیام، سرعت یا تجربه کاربری باشد.
  • شروع فرم و تکمیل نکردن آن می‌تواند به پیچیدگی یا طولانی بودن فرم مربوط باشد.
  • کلیک کم روی دکمه اقدام می‌تواند نشان‌دهنده پیشنهاد یا پیام نامشخص باشد.

هدف از این بررسی، پیدا کردن مرحله‌ای است که کاربر در آن از مسیر تبدیل خارج می‌شود.

اگر ترافیک کافی وارد صفحه می‌شود اما نرخ تبدیل همچنان پایین است، زمان بررسی و بهینه‌سازی صفحه فرود فرا رسیده است.

در این مرحله می‌توان مواردی مانند عنوان، پیشنهاد، دکمه اقدام، فرم و ساختار صفحه را بررسی و آزمایش کرد.نکته مهم این است که تغییرات را یکی‌یکی انجام دهید تا مشخص شود کدام تغییر واقعاً عملکرد صفحه را بهتر کرده است.

برای تحلیل کامل کمپین، بهتر است داده‌های تبلیغات، رفتار کاربران و فروش را در کنار هم بررسی کنید. ابزارهای اصلی عبارت‌اند از:

برای بررسی رفتار کاربران بعد از ورود به سایت استفاده می‌شود؛ از جمله منبع ورود، صفحات بازدیدشده، مسیر کاربران و نرخ تبدیل.

اطلاعاتی مانند تعداد نمایش، کلیک، هزینه، نرخ کلیک و تبدیل‌ها را در اختیار شما قرار می‌دهند و برای بررسی عملکرد مستقیم تبلیغات کاربرد دارند.

کمک می‌کند بفهمید کدام کمپین یا کانال تبلیغاتی در نهایت مشتری واقعی و فروش بیشتری ایجاد کرده است، نه فقط لید یا کلیک.

برای تحلیل کمپین تبلیغاتی از چه ابزارهایی استفاده کنیم؟

تحلیل کمپین زمانی ارزشمند است که در نهایت به یک تصمیم منجر شود.بعد از بررسی داده‌ها باید مشخص کنید چه چیزی تغییر کند، چه چیزی حفظ شود و چه چیزی متوقف شود.

اگر تبلیغ نمایش مناسبی دارد اما CTR پایین است، احتمال دارد مشکل از خود پیام تبلیغاتی باشد.

در این شرایط می‌توانید مواردی مانند:

  • عنوان
  • متن
  • تصویر یا ویدئو
  • پیشنهاد
  • CTA

را آزمایش کنید.

بهتر است تغییرات را مرحله‌ای انجام دهید تا بتوانید بفهمید کدام تغییر باعث بهبود عملکرد شده است.

اگر تبلیغ کلیک می‌گیرد اما نرخ تبدیل پایین است، یکی از احتمالات، هدف‌گیری نامناسب است.اگر یک گروه از مخاطبان دائماً کلیک ایجاد می‌کنند اما مشتری نمی‌شوند، در حالی که گروه دیگری نرخ تبدیل و ارزش خرید بالاتری دارد، منطقی است هدف‌گیری را بر اساس این داده‌ها اصلاح کنید.

در این مرحله، شناخت دقیق مشتری هدف اهمیت زیادی پیدا می‌کند.هرچه اطلاعات بیشتری درباره ویژگی‌ها و رفتار مشتریان واقعی داشته باشید، تصمیم‌گیری برای هدف‌گیری تبلیغات نیز دقیق‌تر خواهد شد.

بودجه را نباید صرفاً به کمپینی اختصاص داد که کلیک بیشتری می‌گیرد.

اگر یک کمپین:

تبدیل مناسب + CPA قابل قبول + درآمد یا سود مناسب

دارد، می‌تواند گزینه خوبی برای افزایش تدریجی بودجه باشد.

در مقابل، اگر هزینه جذب مشتری بالا رفته و با بهینه‌سازی‌های انجام‌شده همچنان نتیجه مطلوبی ایجاد نمی‌شود، کاهش بودجه منطقی‌تر است.بهتر است افزایش بودجه نیز تدریجی و همراه با بررسی عملکرد باشد، نه یک افزایش ناگهانی.

قبل از توقف یک کانال، ابتدا مطمئن شوید که مشکل واقعاً از خود کانال است.

اگر هدف‌گیری، تبلیغ و لندینگ بهینه شده‌اند اما یک کانال همچنان نسبت به گزینه‌های دیگر:

  • CPA بالاتری دارد،
  • نرخ تبدیل پایین‌تری دارد،
  • مشتریان کم‌ارزش‌تری ایجاد می‌کند،
  • و بازده اقتصادی ضعیف‌تری دارد،

می‌توان بودجه آن را کاهش داد یا در صورت لزوم متوقف کرد.

کانال ضعیف را فقط به دلیل یک گزارش بد حذف نکنید؛ تصمیم را بر اساس روند داده‌ها بگیرید.

حتی با وجود ابزارهای تحلیلی مناسب، ممکن است یک تحلیل اشتباه باعث تصمیم اشتباه شود.

کلیک فقط یکی از مراحل مسیر مشتری است.اگر کلیک زیاد باشد اما تبدیل و فروش پایین باشد، تعداد بالای کلیک نمی‌تواند موفقیت کمپین را ثابت کند.

بدون نرخ تبدیل نمی‌دانیم چند نفر از کاربرانی که وارد قیف شده‌اند، واقعاً اقدام موردنظر را انجام داده‌اند.به همین دلیل CTR و تعداد کلیک باید در کنار Conversion Rate بررسی شوند.

اگر خیلی زود تبلیغ را تغییر دهید یا کمپین را متوقف کنید، ممکن است هنوز داده کافی برای قضاوت نداشته باشید.قبل از تصمیم‌گیری، باید حجم و کیفیت داده را در نظر بگیرید.

نمی‌توان کمپین آگاهی از برند را با کمپین فروش دقیقاً با یک معیار سنجید.ممکن است هدف یکی افزایش Reach باشد و هدف دیگری ایجاد فروش.

هزینه تبلیغات تنها هزینه‌ای نیست که باید در نظر گرفته شود.برای تحلیل دقیق‌تر ممکن است هزینه‌های دیگری مانند تولید محتوا، تخفیف، نیروی فروش یا هزینه‌های مرتبط با جذب و پیگیری مشتری نیز اهمیت داشته باشند.در نهایت باید بدانید برای به دست آوردن یک مشتری واقعی، چه مقدار هزینه کرده‌اید.

اشتباهات رایج در تحلیل کمپین تبلیغاتی

قبل از اینکه بودجه کمپین را افزایش دهید، تبلیغی را متوقف کنید یا مخاطبان را تغییر دهید، این موارد را بررسی کنید:

  • هدف اصلی کمپین مشخص است؟
  • مخاطب هدف به‌درستی تعریف شده است؟
  • تعداد نمایش و Reach بررسی شده است؟
  • CTR بررسی شده است؟
  • CPC با سایر کمپین‌ها مقایسه شده است؟
  • نرخ تبدیل مشخص است؟
  • CPA یا CPL محاسبه شده است؟
  • کیفیت لیدها بررسی شده است؟
  • فروش واقعی کمپین مشخص است؟
  • ROAS یا ROI بررسی شده است؟
  • عملکرد دستگاه‌های مختلف مقایسه شده است؟
  • عملکرد موقعیت‌های مکانی و زمان‌های مختلف بررسی شده است؟
  • لندینگ پیج بررسی شده است؟
  • مسیر کاربر بعد از کلیک مشخص است؟
  • عملکرد کانال‌های تبلیغاتی با یکدیگر مقایسه شده است؟
  • برای لینک‌ها UTM مناسب استفاده شده است؟
  • قبل از تصمیم‌گیری، داده کافی جمع شده است؟

اگر پاسخ چند مورد از این سؤال‌ها مشخص نیست، احتمالاً هنوز برای یک تصمیم جدی درباره کمپین زود است.

تحلیل کمپین تبلیغاتی چیست؟

تحلیل کمپین یعنی بررسی داده‌های تبلیغات برای فهمیدن اینکه کمپین چقدر به هدف خود رسیده و کدام بخش آن نیاز به بهینه‌سازی دارد.

مهم‌ترین شاخص برای ارزیابی کمپین تبلیغاتی چیست؟

یک شاخص واحد برای همه کمپین‌ها وجود ندارد. شاخص مناسب به هدف کمپین بستگی دارد؛ برای فروش، تبدیل، CPA، درآمد و ROAS اهمیت بیشتری دارند.

چگونه بفهمیم کمپین تبلیغاتی موفق بوده است؟

نتیجه کمپین را با هدف اولیه مقایسه کنید. اگر کمپین توانسته با هزینه قابل قبول به نتیجه موردنظر برسد، می‌توان آن را موفق دانست.

چرا با وجود کلیک زیاد، فروش نداریم؟

ممکن است مخاطب نامناسب باشد، لندینگ پیج ضعیف باشد، پیشنهاد فروش جذاب نباشد یا فرآیند تبدیل مشکل داشته باشد. مسیر کاربر بعد از کلیک را بررسی کنید.